تخت جمشید چگونه کشف شد؟

تخت جمشید

تخت جمشید

مدارک تخت جمشید در مؤسسهٔ شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو
در سال۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۱ مؤسسهٔ شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو مسئولیت حفاری و مرمت در تخت‌جمشید را برعهده گرفت. در سال۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۱ پروفسور جیمز. اچ. برِستد، مدیر مؤسسه که خود مصرشناس پرآوازه‌ای بود، پروفسور ارنست هرتسفلد (۱۸۷۹- ۱۹۴۸)را به‌عنوان مدیر هیئت اعزامی به تخت‌جمشید منصوب کرد. حمایت مالی این طرح را خانمی امریکایی که نمی‌خواست نامش فاش شود برعهده داشت و محمدتقی مصطفوی نمایندهٔ دولت ایران در این طرح بود.

کشتی نوح

کشتی نوح

کشتی نوح خداوند به نوح گفت: پایان عمر هر ذی حیاتی به حضورم فرا رسیده است… برای خود از چوب‌‌های کاج کشتی بساز… (سفر برشیت: فصل ۶: آیات ۱۳ و ۱۴)

دکتر “جاناتان گری” باستان‌‌شناس، محقق و سخنران علمی استرالیایی، در حدود سی سال از فعالیت‌‌های خود را صرف پژوهش در حفاری‌‌های نقاط مختلف جهان نموده است. آنچه می‌‌گذرد، چکیده‌‌ای است از نوشتار ایشان که در روزنامه اطلاعات مورخ ۱۵ و ۱۶ شهریور ماه ۱۳۷۸ به چاپ رسیده است.

در سال ۱۹۵۹، عکس‌‌های جدید موسسه “ژئودتیک” ترکیه مورد بررسی قرار گرفت، در میان آنها، تصویری جلب نظر می‌‌کرد: شبیه به یک قایق بزرگ بر سینه تپه‌‌ای در بیست کیلومتری جنوب کوه‌‌های آرارات. بلافاصله یک گروه پژوهشی به ریاست “دکتر واندنبرگ” راهی منطقه شد، اما بررسی‌‌های مزبور تا سال ۱۹۷۶ به نتیجه خاصی نرسید، تا در این هنگام، “دکتر ران” دریافت که این شی قایق مانند، بسیار بزرگ‌‌تر از حدی است که قبلاً تصور شده بود. محاسبات دقیقتر نشان داد که طول این شی عظیم الجثه از طول یک زمین فوتبال بزرگ‌‌تر و اندازه آن به بزرگی یک ناوجنگی است و زیر گل‌‌ولای قطوری دفن شده است. زلزله ۲۵ نوامبر ۱۹۷۸ که موجب شد سطح اطراف فرو بریزد و کشتی مزبور از دل کوه بیرون آید، اثری مثبت در تحقیقات به جای گذارد … و پس از این واقعه، که دیواره‌‌ها، در ارتفاع ۱۸۹ متری کوه‌‌های آرارات، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت، دکتر “ویت”  ادعا کرد که شی مزبور باقیمانده کشتی نوح است… دکتر جاناتان گری نیز، به عنوان مسئول تحقیقات، این نظر را پذیرفت. او بیان می‌‌دارد: “واقعه توفان نوح، بالا آمدن سطح آب به صورت تدریجی نبوده است، بلکه نیروی به وجود آورنده آن، آنقدر مهیب و قوی بوده است که پوسته زمین شکاف برداشته، آب و آتش از درون زمین به بیرون فوران کرده است”. بررسی‌‌های زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابودی و مرگ‌‌های دستجمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه‌‌ای غیر منتظره نشان می‌‌دهد که برخی از آنها با زمان توفان همخوانی دارد. وجود لایه‌‌های فسیل شده حیوانات مختلف مثل فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران گونه گیاهی و جانوری در اطراف کشتی همگی تأییدی بر واقعیت مزبور است.

ادامه مطلب

هدیه فارغ التحصیلی

فارغ التحصیل

هدیه فارغ التحصیلی

مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه‏ های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد. بلأخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت:…
من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم. سپس یک جعبه به دست او داد. پسر، کنجکاو ولی نا امید، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا، که روی آن نام او طلاکوب شده بود، یافت. با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت: با تمام مال و دارایی که داری، یک انجیل به من می دهی؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد.

سال ها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد. خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده. یک روز به این فکر افتاد که پدرش، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند. از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود. اما قبل از اینکه اقدامی بکند، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر، تمام اموال خود را به او بخشیده است. بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید. هنگامی که به خانه پدر رسید، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد. اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت. در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد. در کنار آن، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت، وجود داشت. روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود: تمام مبلغ پرداخت شده است.

کشف جدید احتمال وجود حیات در مریخ را افزایش داد

کاوشگر (Curiosity)

کاوشگر (Curiosity)

احتمال وجود حیات در مریخ افزایش یافت

دانشمندان اثراتی از گاز متان و مواد شیمیایی طبیعی در مریخ یافتند.
به گزارش خبرنگار بین الملل خبرگزاری موج به نقل از «رویترز»، جستجوگر کنجکاو (Curiosity) ناسا روز گذشته میزانی گاز متان در جو مریخ و مقداری مواد شیمیایی ارگانیک در خاک این سیاره کشف کرد.
این می تواند آخرین دستآورد دانشمندان در راستای اثبات این نظریه باشد که قبلا مریخ مناسب حیات بوده است.
گاز متان در روی کره زمین توسط موجودات زنده و جانوران تولید می شود و کشف این گاز در اتمسفر مریخ می تواند دست آورد بزرگی برای دانشمندان باشد.
همچنین در بررسی های خاک این سیاره دریل روباتیک ناسا موفق به کشف مواد شیمیایی طبیعی یا ارگانیک شده و این می تواند نشان از آن باشد که میلیاردها سال پیش در این سیاره برکه ای به وسعت ۹۶ مایل وجود داشته است. این همچنین وجود حیات در این کره را اثبات می کند.
مریخ شبیه ترین سیاره در منظومه شمسی به زمین است و دانشمندان باور دارند این سیاره زمانی مسکونی بوده و حیات میکروبی در آن وجود داشته است.
جستجوگر کنجکاو ناسا در سال ۲۰۱۲ روی مریخ فرود آمد و تا کنون ۵ مایل از خاک این سیاره را مورد بررسی قرار داده است.

ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین

گل صداقتماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواجگرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت او هم به آن مهمانیخواهد رفت.

مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.

روز موعود فرا رسید و همه آمدند. شاهزاده رو به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گلرا برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود.

همه دختراندانه ها را گرفتند و بردند. دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشتو هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، گلی نرویید.

روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند.

لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدانها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود!

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت… همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود…