کشتی نوح

کشتی نوح

کشتی نوح خداوند به نوح گفت: پایان عمر هر ذی حیاتی به حضورم فرا رسیده است… برای خود از چوب‌‌های کاج کشتی بساز… (سفر برشیت: فصل ۶: آیات ۱۳ و ۱۴)

دکتر “جاناتان گری” باستان‌‌شناس، محقق و سخنران علمی استرالیایی، در حدود سی سال از فعالیت‌‌های خود را صرف پژوهش در حفاری‌‌های نقاط مختلف جهان نموده است. آنچه می‌‌گذرد، چکیده‌‌ای است از نوشتار ایشان که در روزنامه اطلاعات مورخ ۱۵ و ۱۶ شهریور ماه ۱۳۷۸ به چاپ رسیده است.

در سال ۱۹۵۹، عکس‌‌های جدید موسسه “ژئودتیک” ترکیه مورد بررسی قرار گرفت، در میان آنها، تصویری جلب نظر می‌‌کرد: شبیه به یک قایق بزرگ بر سینه تپه‌‌ای در بیست کیلومتری جنوب کوه‌‌های آرارات. بلافاصله یک گروه پژوهشی به ریاست “دکتر واندنبرگ” راهی منطقه شد، اما بررسی‌‌های مزبور تا سال ۱۹۷۶ به نتیجه خاصی نرسید، تا در این هنگام، “دکتر ران” دریافت که این شی قایق مانند، بسیار بزرگ‌‌تر از حدی است که قبلاً تصور شده بود. محاسبات دقیقتر نشان داد که طول این شی عظیم الجثه از طول یک زمین فوتبال بزرگ‌‌تر و اندازه آن به بزرگی یک ناوجنگی است و زیر گل‌‌ولای قطوری دفن شده است. زلزله ۲۵ نوامبر ۱۹۷۸ که موجب شد سطح اطراف فرو بریزد و کشتی مزبور از دل کوه بیرون آید، اثری مثبت در تحقیقات به جای گذارد … و پس از این واقعه، که دیواره‌‌ها، در ارتفاع ۱۸۹ متری کوه‌‌های آرارات، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت، دکتر “ویت”  ادعا کرد که شی مزبور باقیمانده کشتی نوح است… دکتر جاناتان گری نیز، به عنوان مسئول تحقیقات، این نظر را پذیرفت. او بیان می‌‌دارد: “واقعه توفان نوح، بالا آمدن سطح آب به صورت تدریجی نبوده است، بلکه نیروی به وجود آورنده آن، آنقدر مهیب و قوی بوده است که پوسته زمین شکاف برداشته، آب و آتش از درون زمین به بیرون فوران کرده است”. بررسی‌‌های زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابودی و مرگ‌‌های دستجمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه‌‌ای غیر منتظره نشان می‌‌دهد که برخی از آنها با زمان توفان همخوانی دارد. وجود لایه‌‌های فسیل شده حیوانات مختلف مثل فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران گونه گیاهی و جانوری در اطراف کشتی همگی تأییدی بر واقعیت مزبور است.

ادامه مطلب

آسیمه سر

Esfehani

محمد اصفهانی

 آسیمه سر رسیدی از، غربت بیابان، دل خسته دیدمت از، آوار خیس باران
وامانده در تبی گنگ، ناگه به من رسیدی
من خود شکسته از خود، در فصل ناامیدی
در برکه دو چشمت، نه گریه و نه خنده، گم کرده راه شب را، سرگشته چون پرنده
من ره به خلوت عشق، هرگز نبرده بودم، پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم
پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم

من با تو خو گرفتم، از خنده ات شکفتم، چشم تو شاعرم بود، تا این ترانه گفتم
در خلوت سرایم، یکباره پر کشیدی، آنگاه ای پرنده، بار دگر پریدی
در خلوت سرایم، یکباره پر کشیدی، آنگاه ای پرنده، بار دگر پریدی

من ره به خلوت عشق، هرگز نبرده بودم، پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم
پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم

آسیمه سر رسیدی از، غربت بیابان، دل خسته دیدمت از، آوار خیس باران
وامانده در تبی گنگ، ناگه به من رسیدی
من خود شکسته از خود، در فصل ناامیدی
در برکه دو چشمت، نه گریه و نه خنده، گم کرده راه شب را، سرگشته چون پرنده
من ره به خلوت عشق، هرگز نبرده بودم، پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم
پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم

برای شنیدن و دانلود این آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب

آهنگ احساسی خدا جز تو کی میدونه از محسن یاحقی همراه با متن

۳۸۱۹۸۳۰۳۳۲۱۷۲۹۳۶۰۴۹۷

سلام خدمت دوستان عزیزم امروز براتون یه آهنگ احساسی دیگه از محسن یاحقی به نام خدا جز تو کی میدونه رو گذاشتم که امیدوارم گوش کنید و لذت ببرید

برای گوش داد، دانلود و دیدن متن این آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب

هدیه فارغ التحصیلی

فارغ التحصیل

هدیه فارغ التحصیلی

مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه‏ های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد. بلأخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت:…
من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم. سپس یک جعبه به دست او داد. پسر، کنجکاو ولی نا امید، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا، که روی آن نام او طلاکوب شده بود، یافت. با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت: با تمام مال و دارایی که داری، یک انجیل به من می دهی؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد.

سال ها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد. خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده. یک روز به این فکر افتاد که پدرش، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند. از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود. اما قبل از اینکه اقدامی بکند، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر، تمام اموال خود را به او بخشیده است. بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید. هنگامی که به خانه پدر رسید، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد. اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت. در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد. در کنار آن، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت، وجود داشت. روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود: تمام مبلغ پرداخت شده است.

شب یلدا

شب یلدا

جشن یلدا

از لحاظ نجومی: شب یلدا یا “شب چله” شب اول زمستان و درازترین شب سال است . وفردای آن  با دمیدن خورشید ، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد . این بود که ایرانیان باستان شب آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند .مثلا” از منابع رومی میدانیم که پیران و پاکان به تپه ای رفته ، با لباس نو و مراسمی از آسمان می خواستند که آن “رهبر بزرگ” را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد و باور داشتند که نشانه زایش آن……….

ادامه مطلب