مدیریت ارتباط با مشتریان( CRM )

پاورپوینت مدیریت ارتباط با مشتریان( CRM )

[vc_row][vc_column][vc_column_text]
مدیریت ارتباط با مشتریان( CRM )

مدیریت ارتباط با مشتریان( CRM )

رویکردی چند جانبه، جامع و گسترده است که برای ایجاد هماهنگی بین میزان فروش، خدمات مشتریان، بازاریابی، پشتیبانی و دیگر فعالیت‌های مربوط به مشتری استقرار می‌یابد.

یک استراتژی است که تلاش دارد نیازها و رفتارهای مشتریان را به منظور پیشرفت و ارتباط قوی‌تر با آنها شناسائی کند . روش صحیح برای مطالعه «مدیریت ارتباط با مشتری»، فرایندی می‌باشد که در آن همه بخشهای اطلاعات مشتری، بازاریابی مؤثر، پاسخ دهی و روند بازار مورد توجه قرار می‌گیرد.

ادامه مطلب

کشتی نوح

کشتی نوح

کشتی نوح خداوند به نوح گفت: پایان عمر هر ذی حیاتی به حضورم فرا رسیده است… برای خود از چوب‌‌های کاج کشتی بساز… (سفر برشیت: فصل ۶: آیات ۱۳ و ۱۴)

دکتر “جاناتان گری” باستان‌‌شناس، محقق و سخنران علمی استرالیایی، در حدود سی سال از فعالیت‌‌های خود را صرف پژوهش در حفاری‌‌های نقاط مختلف جهان نموده است. آنچه می‌‌گذرد، چکیده‌‌ای است از نوشتار ایشان که در روزنامه اطلاعات مورخ ۱۵ و ۱۶ شهریور ماه ۱۳۷۸ به چاپ رسیده است.

در سال ۱۹۵۹، عکس‌‌های جدید موسسه “ژئودتیک” ترکیه مورد بررسی قرار گرفت، در میان آنها، تصویری جلب نظر می‌‌کرد: شبیه به یک قایق بزرگ بر سینه تپه‌‌ای در بیست کیلومتری جنوب کوه‌‌های آرارات. بلافاصله یک گروه پژوهشی به ریاست “دکتر واندنبرگ” راهی منطقه شد، اما بررسی‌‌های مزبور تا سال ۱۹۷۶ به نتیجه خاصی نرسید، تا در این هنگام، “دکتر ران” دریافت که این شی قایق مانند، بسیار بزرگ‌‌تر از حدی است که قبلاً تصور شده بود. محاسبات دقیقتر نشان داد که طول این شی عظیم الجثه از طول یک زمین فوتبال بزرگ‌‌تر و اندازه آن به بزرگی یک ناوجنگی است و زیر گل‌‌ولای قطوری دفن شده است. زلزله ۲۵ نوامبر ۱۹۷۸ که موجب شد سطح اطراف فرو بریزد و کشتی مزبور از دل کوه بیرون آید، اثری مثبت در تحقیقات به جای گذارد … و پس از این واقعه، که دیواره‌‌ها، در ارتفاع ۱۸۹ متری کوه‌‌های آرارات، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت، دکتر “ویت”  ادعا کرد که شی مزبور باقیمانده کشتی نوح است… دکتر جاناتان گری نیز، به عنوان مسئول تحقیقات، این نظر را پذیرفت. او بیان می‌‌دارد: “واقعه توفان نوح، بالا آمدن سطح آب به صورت تدریجی نبوده است، بلکه نیروی به وجود آورنده آن، آنقدر مهیب و قوی بوده است که پوسته زمین شکاف برداشته، آب و آتش از درون زمین به بیرون فوران کرده است”. بررسی‌‌های زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابودی و مرگ‌‌های دستجمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه‌‌ای غیر منتظره نشان می‌‌دهد که برخی از آنها با زمان توفان همخوانی دارد. وجود لایه‌‌های فسیل شده حیوانات مختلف مثل فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران گونه گیاهی و جانوری در اطراف کشتی همگی تأییدی بر واقعیت مزبور است.

ادامه مطلب

آسیمه سر

Esfehani

محمد اصفهانی

 آسیمه سر رسیدی از، غربت بیابان، دل خسته دیدمت از، آوار خیس باران
وامانده در تبی گنگ، ناگه به من رسیدی
من خود شکسته از خود، در فصل ناامیدی
در برکه دو چشمت، نه گریه و نه خنده، گم کرده راه شب را، سرگشته چون پرنده
من ره به خلوت عشق، هرگز نبرده بودم، پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم
پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم

من با تو خو گرفتم، از خنده ات شکفتم، چشم تو شاعرم بود، تا این ترانه گفتم
در خلوت سرایم، یکباره پر کشیدی، آنگاه ای پرنده، بار دگر پریدی
در خلوت سرایم، یکباره پر کشیدی، آنگاه ای پرنده، بار دگر پریدی

من ره به خلوت عشق، هرگز نبرده بودم، پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم
پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم

آسیمه سر رسیدی از، غربت بیابان، دل خسته دیدمت از، آوار خیس باران
وامانده در تبی گنگ، ناگه به من رسیدی
من خود شکسته از خود، در فصل ناامیدی
در برکه دو چشمت، نه گریه و نه خنده، گم کرده راه شب را، سرگشته چون پرنده
من ره به خلوت عشق، هرگز نبرده بودم، پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم
پیدا نمی شدی تو، شاید که مرده بودم

برای شنیدن و دانلود این آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب

سقا خانه ی اسماعیل طلائی

سقا خانه

نادر شاه افشار در جنگ هرات سنگی به ظرفیت سه کر آب که یک پارچه است را به غنیمت می‌گیرد و اعلام می‌کند هر کس این سنگ را بدون اینکه آسیبی برساند؛ به مدت ۱۲ روز به مشهدالرضا (ع)  برساند جایزه ویژه ای نزد من دارد. فردی این کار را می‌کند و بعد از نه روز سنگ را به مشهد می آورد و به خیال اینکه خوش خدمتی کرده و زودتر از موعد مقررسنگ را به مشهد رسانده، نزد نادر شاه می‌رود و تقاضای جایزه اش را می‌نماید.

نادر شاه دستور می‌دهد چشم های او را کور کنند تا دیگر روی حرف او حرفی نزند چرا که او گفته بوده ۱۲ روزه و این فرد ۹ روزه سنگ را آورده بود. این سنگ در کنار جوی آبی که آن زمان از وسط صحن انقلاب عبور می‌کرده نصب می‌شود و مردم برای رفع تشنگی ازآب درون آن استفاده می‌کردند.

چند سال بعد هدیه ای به دربار نادر شاه افشار می‌رسد نادر شاه می‌خواهد این هدیه را باز کند ولی یکی از سرداران سپاهش به‌نام « اسماعیل‌خان» از او می‌خواهد چون این بسته مشکوک است آن را در خارج از شهر باز کنند نادر موافقت می‌کند. بسته در خارج از شهر باز می‌شود، داخل بسته مواد منفجره بوده و به محض باز گشائی انفجار رخ می‌دهد.

نادر شاه به خاطر باهوشی اسماعیل خان و به شکرانه ی این که از این بلا جان سالم بدر برده دستورمی‌دهد هم وزن اسماعیل خان به او طلا اهدا کنند اسماعیل خان هم طلاها را صرف ساختن جایگاه آن سنگاب کرده و گنبد و پایه های سقاخانه را از طلا درست می کند. بدین جهت از آن زمان سقا خانه را «سقا خانه ی اسماعیل طلائی» نام گذاری کرده اند.